صفحه اصلي | عناوين كل اخبار
آخرين اخبار
  ايران 
بازداشت عزیز ناصری، شاعر و مترجم کرد
عزیز ناصری، شاعر ومترجم سرشناس کرد از سوی نیروهای امنیتی بازداشت شد.
به گزارش منابع خبری کردی زب...

»وضعيت بحراني آب زندان اوين بندزنان
»تبعید یکی از دستگیر شدگان روز عاشورا به زندان گنبد کاوس
»جان زندانی سیاسی ارژنگ داودی در معرض خطر جدی قرار دارد

  جهان 
بار دیگر اعتصاب سراسری در فرانسه
بار ديگر بهدليل اعتصاب هاى گسترده، پخش برنامه‌هاى راديو بينالمللى فرانسه با اشکال مواجه شده است. ...

»اعتصاب کارمندان قطارهاى زيرزمينى در لندن
»آمریکا بانک تجارتی ایران و اروپا را تحریم کرد
»اعتصابات عليه برنامه صرفه جويی دولت های اروپا گسترش می يابد

دانشجويي  
محکوميت حسين قابل، دانشجوي محروم از تحصيل دانشگاه فردوسي به يک سال حبس تعليقي
حسين قابل فعال دانشجويي دانشگاه فردوسي مشهد به يک سال حبس تعليقي و محروميت از استفاده از تلفن همراه ...

»ترس ووحشت رئيس کميسيون امنيت مجلس از جنبش دانشجويي
»انتقال دانشجويان رشته هاي علوم سياسي به نزديكي پايگاه سپاه ثارالله جهت سركوبي هر چه بيشتر آنها
»دانشگاهیان ایران به اقدامات اخير وزیر علوم اعتراض کردند
گفتگو با خانواده هشت اعتصاب کننده: اوين در اعتصاب، خانواده ها در التهاب
  - آژانس ايران خبر - ۱۳۸۹/۵/۹
اعتصاب غذاي 16 زنداني اوين

جرس: خبر اعتصاب شانزده تن از زندانيان سياسي و قطع تلفن بند ۳۵۰ اوين که نزديک به ۱۰۵ زنداني حوادث مربوط به انتخابات رياست جمهوري سال گذشته در اين بند نگهداري مي شوند در حالي در سايت هاي خبري منتشر شد که خانواده هاي اين زندانيان در انتظار اعطاي مرخصي و يا امتيازات ويژه به عزيران دربندشان به مناسبت نيمه شعبان بودند.
پيگير هاي جرس حاکي است، درگيري به وجود آمده ميان ماموران زندان اوين و برخي از فعالان سياسي دربند، آغاز گر اين رخداد بوده است. گفته مي شود ماموران اوين روز دوشنبه نزديک به سه الي چهار ساعت زندانيان و خانواده هاي آنان را در پشت کابين ملاقات معطل نگاه داشتند. چند تن از اين زندانيان وقتي مشاهده مي کنند ماموران ، بدون توجه به انتظار طولاني مدت خانواده ها در شرايط نامناسب گرماي تابستان، مشغول مکالمه شخصي از طريق تلفن هاي همراه خود بوده اند، اعتراض خود را به آنها مطرح مي کنند؛ اما اين اعتراض خشم ماموران را بر مي انگيزد و اين انتظار را با بي تفاوتي بيش از حد معمول خود، بيشتر مي کنند. رفتار نا مناسب ماموران و عدم توجه به سردرگمي و کلافگي زندانيان و خانواده هاي آنان در روز ملاقات منجر مي شود که جمعي از از اين زندانيان در يک حرکت دسته جمعي، به سمت اتاق ملاقات حرکت مي کنند که اين امر به درگيري لفظي ميان ماموران و زندانيان معترض منجرا مي شود. پس از آن نيز به جاي شنيدن اعتراض و خواسته زندانيان، بهمن احمدي امويي و کيوان صميمي به سلول انفرادي منتقل مي شوند. زندانيان ديگر وقتي باخبر مي شوند که اين دو روزنامه نگار در سلول انفرادي اعتصاب غذا کرده اند، آنها نيز در اعتراض به انتقال هم بندان خود به انفرادي و در حمايت از آنان دست به اعتصاب غذا مي زنند و اعلام مي کنند تا تحقق خواسته هايشان دست از اعتصاب بر نمي دارند .
به همين مناسبت جرس با بعضي از خانواده هاي اين زندانيان که به خاطر اعتراض به رفتار نامناسب ماموران و مسوولان زندان و همچنين شرايط نامناسب بند ۳۵۰ اعتصاب کرده اند، گفتگوهايي را انجام داده است..
لازم به ذکر است که علي مليحي فعال دانشجويي و عضو ادوار تحکيم وحدت ، بهمن احمدي امويي روزنامه نگار ،حسين نوراني نژاد روزنامه نگار و عضو جبهه مشارکت , عبدالله مومني فعال دانشجويي و سخنگوي ادوار تحکيم ،علي پرويز فعال دانشجويي ،حميدرضا محمدي فعال سياسي ،جعفراقدامي فعال مدني ،بابک بردبار عکاس خبري ،ضيا نبوي دانشجوي محروم از تحصيل ،ابراهيم(نادر)بابايي فعال مدني و از جانبازان جنگ ايران و عراق ،کوهيار گودرزي فعال حقوق بشر و وب نگار ،مجيد دري فعال دانشجويي ، مجيد توکلي فعال دانشجويي ، کيوان صميمي روزنامه نگار ،غلامحسين عرشي ،پيمان کريمي آزاد از بازداشت شدگان حوادث عاشورا و محمدحسين سهرابي راد از جمله اعتصاب کنندگان هستند )
گفتگوي جرس با خانواده هاي تعدادي از اين زندانيان در مورد اعتصاب غذا و وضعيت نگهداري زندانيان در اوين، پيش روي شماست:
همسر بهمن احمدي امويي: مانع تراشي ها براي ملاقات، فشار روحي- رواني به زندانيان سياسي است
ژيلا بني يعقوب همسر بهمن احمدي امويي ضمن اعلام نگراني نسبت به وضعيت همسر خود و ساير زندانياني که دست به اعتصاب غذا زده اند به جرس مي گويد: آنچه بيشتر از همه نگرانم مي کند اين است که همسرم معمولا اهل اعتصاب غذا نبوده و معمولا با صبوري نسبت به مشکلات زندان کنار مي آمد اما حالا فکر مي کنم رفتار اخير ماموران زندان تا چه اندازه براي او غيرقابل تحمل و نامناسب بوده و تا چه اندازه مورد آزار و اذيت قرار گرفته است که تصميم به اعتصاب غذا گرفته است.

اين روزنامه نگار که خود نيز پيش از اين زنداني شده بود و اينک به مدت سي سال از کار روزنامه نگاري محروم شده است، تاکيد مي کند، برخورد برخي از ماموران زندان اوين معمولا با خانواده ها خيلي محترمانه نيست اما در روز دوشنبه اين رفتار بسيار توهين آميز بود تا آنجا که علي رغم برگه ملاقاتي که توسط دادستاني مورد تاييد قرار گرفته بود بعد از ساعات طولاني، ملاقات را لغو و تلفن ها را هم قطع کرده اند و ما الان اصلا خبر نداريم که چه اتفاقي براي زندانيان افتاده است.
وي ادامه مي دهد: ماموران اوين مي دانند که زندانيان نسبت به خانواده هاي خود حساس هستند براي همين گاهي اوقات از اين امر به عنوان ابزاري براي فشار روحي و رواني به زندانيان استفاده مي کنند. آنها مي دانند که در روز دوشنبه زندانيان با اميد بيدار مي شوند و خودشان را براي ديدن خانواده ها آماده مي کنند اما فشاري که به زندانيان وارد مي شود تا همين اميدهاي کوچک آنها را هم نا اميد کنند واقعا تاسف برانگيز است.
ژيلا بني يعقوب ياد آور مي شود:‌ملاقات هاي کابيني سه مرحله دارد، مرحله اول اينگونه است که بايد يک مدت طولاني در سالن پاييني به انتظار بنشينيم، در مرحله دوم وقتي وارد اتاق ملاقات مي شويم بايد مدت طولاني به انتظار بنشينيم تا ببينيم کي پرده هاي کابين هاي ملاقات بالا مي رود و در مرحله سوم باز هم بايد انتظار بکشيم تا زندانيان را پشت کابين ها بياورند. تازه در اين مرحله گاهي وقت ها تلفن ها خراب است و خانواده ها در همين بيست دقيقه اي که فرصت ديدار دارند به شدت دچار اضطراب مي شوند تا يک تلفن سالم پيدا کنند. هفته هاي پيش بعد از چهارساعت انتظار وقتي همسرم تلفن را برداشت هيچ صدايي نمي آمد و هر دوي ما دچار استرس وحشتناک شديم که اين فرصت کوتاه را هم با استرس دنبال تلفن سالم مي گشيتم.
وي در پايان مي گويد: بعد از اعتصاب غذاي همسر من و ساير زندانيان، تلفن هاي بند ۳۵۰ هم قطع شده است. در خالي که تلفن بند عمومي معمولا در مواردي قطع مي شد که محکومين به اعدام را براي اجراي حکم مي بردند، براي همين نزديک به ۱۵۰ نفر از خانواده ها هم در شرايط فعلي نگران هستند و اصلا نمي دانند به چه دليل تلفن ها قطع شده است.
همسر عبدالله مومني:‌ نسبت به تماس هاي بيروني و خبررساني هاي زندانيان سياسي حساس هستند
فاطمه آيينه وند همسر عبدالله مومني، سخنگوي دربند ادوار تحکيم نيز ضمن بي خبري نسبت به وضعيت عبدالله مومني به جرس مي گويد: از وقتي که من و بچه ها خبر مربوط به اعتصاب غذاي زندانيان سياسي و از جمله همسرم را شنيده ايم، جز نگراني هيچ کاري از دست مان بر نمي آيد. بچه هاي من مدام خبرها را نگاه مي کنند تا ببيند از پدرشان چه خبري مي رسيد. به چه کسي بايد بگوييم که اگر در ايام عيد به زنداني حق تماس تلفني و ديدار با بچه هايش را نمي دهيد حداقل آنها را به انفرادي نفرستيد.
وي با بيان اينکه اگر تا روز شنبه خبري در مورد وضعيت زندانيان ندهند، خانواده ها به مقابل دادستاني خواهند رفت تا ببينند چه بلايي سر زندانيان آمده است، مي گويد: در عجبم که خود اين ماموران همسر و خانواده ندارند که با خانواده هاي ديگر اينچنين رفتار مي کنند؟ مسلمان هستند و در عيد مسلمانان بلايي به سر زنداني آورده اند که زنداني دست از خوردن غذا بر مي دارد تا شايد صداي اعتراضش شنيده شود.
خانم آيينه وند ادامه مي دهد: يکي از دلايلي که براي ملاقات ها و تماس هاي تلفني زندانيان سياسي آنقدر سخت مي گيرند اين است که آنها نسبت به ارتباطات بيروني زندانيان نگران هستند. مي گويند شما اخبار زندان را به بيرون مي فرستيد و خانواده هاي شما هم مصاحبه مي کنند. حتي چند بار عبدلله را تهديد کردند که تماس هاي تلفني او را قطع خواهند کرد و به او اجازه خواند داد تا تنها هفته اي دوبار به منزل زنگ بزند در حالي که اين حق قانوني زنداني است که هر روز دو الي پنج دقيقه اي با خانواده اش تلفني صحبت کند.
مادر کوهيار گودرزي: مواد مخدر راحت وارد اوين مي شود اما اجازه نمي دهند کتاب براي زنداني ببريم
پروين مخترع مادر کوهيار گودرزي که بسيار نسبت به وضعيت نامناسب اوين و سلامتي زندانيان نگران بود به جرس گفت: ديگر مانده ام از اين زندان چه بگويم وقتي همه گوش هايشان را بسته اند و هيچ نمي شنوند. اينبار دفعه دوم است که پسرم در اوين اعتصاب غذا کرده است اما انگار هيچ کسي پاسخ گو نيست.
وي ادامه مي دهد: شايد کسي باور نکند که دفعه نخست مي روند بالاي سر پسرم و به مدل سبيل او اعتراض مي کنند، بعد وقتي کوهيار نمي پذيرد که مدل سبيل خود را به دلخواه آنان تغيير دهد،با دستبند و چشمبند او را مي برند وسبيل او را کوتاه مي کنند، آدم چه مي تواند بگويد وقتي نخبگان يک کشور را مي برند در زندان و تا اين اندازه تحقير مي کنند.
مادر کوهيار گودرزي نسبت به وضعيت بهداشت زندان مي گويد: آنقدر شرايط تاسف برانگيزي دارند که وقتي قيافه هاي آنها را مي بيند، همه زرد و رنگ پريده با دندان هاي فاسد شده در آنجا نگهداري مي شوند و هيچ کس هم نيست که بگويد چه بلايي دارد سر آنها مي آيد.
وي در پاسخ به پرسشي در خصوص برخورد دادستاني تهران در مورد اعتراض هاي خانواده ها نسبت به وضعيت بهداشتي زندانيان مي گويد: دادستان از من گله کرده که چرا مصاحبه مي کنم، به او گفتم بگوييد حسين شريعتمداري بيايد من با او هم مصاحبه کنم و بگويم در زندان چه بلايي دارد سر بهترين جوانان اين کشور مي آيد.
وي افزود: نزديک به دو ماه هيچ مصاحبه اي نکردم. گفتم ببينم بچه مرا آزاد مي کنند، هيچ خبري نشد. تنها فرزندي که با بدبختي و نداري بزرگش کرده ام، شاگرد اول بود و دانشجوي نخبه بود و بعد هم رفت دانشگاه صنعتي شريف حالا جايش در زندان است؟ تازه معلوم هم نيست اينها زنداني گرفته اند يا اسير که اين بلاها را سر بچه هاي ما مي آورند. دست ما هم به هيچ جايي نمي رسيد و نمي دانيم از دست اين آقايان به کجا شکايت ببريم.
وي در مورد برخورد نهادهاي قضايي با خانواده هاي زندانيان مي گويد: آنقدر رفتاربرخي از اين آقايان توهين آميز است که فقط مانده است بلند شوند ما را هم کتک بزنند. رييس شعبه سه ما را ديوانه کرده است. از کرمان مي کوبم مي روم تهران دنبال کار بچه ام هيچ پاسخي نمي گيرم، وقتي هم خسته و کوفته از تهران مي رسم به خانه تازه خبر مي رسيد که کوهيار دوباره اعتصاب غذا کرده است، با ما که اين بيرون زندان تا اين اندازه توهين آميز رفتار مي کنند ببينيد با بچه هاي ما در زندان چه مي کنند که چاره اي جز اعتصاب غذا نمي بينند.
وي مي گويد: بعد از سي سال يک عده آدم هاي شجاع رفتند در خيابان اعتراض کردند، معلوم است کساني که قدرت را بدون هيچ سند و محتوايي به دست آورده اند حالا ميز و تحت وزارت و رياست را به اين راحتي ها رها نمي کنند و به جاي پاسخ منتطقي آنها را در زندان مي اندازند. خودشان آن بالا در کاخ شان نشسته اند اصلا کاري به اين ندارند که يک مادر مجبور است از شهرستان براي ديدن بچه اي که با نداري بزرگش کرده اين همه منت بکشد.
مادر اين فعال حقوق بشر دربند در پايان ضمن ابراز تاسف نسبت به رفتار مسولان زندان مي گويد: در همين اوين مواد مخدر به راحتي وارد بند مي شود اما اجازه نمي دهند ما براي بچه هاي خودمان کتاب ببريم. ترجيح مي دهند جوانان خمار و بيمار باشند تا کاري به کار سياست نداشته باشند.
مادر مجيد توکلي: ما چاره اي جز مقاومت نداريم
مادر مجيد توکلي، دانشجوي معترض اوين به جرس مي گويد: با اينکه ديگر نبايد از اين آقايان انتظار نيکي کردن داشت ولي به عنوان يک مادر در روز عيد انتظار مرخصي فرزندم را مي کشيدم که باز هم نشان دادند چنين انتظارهايي از آنها بيهوده است. اين سومين بار است که مجيد دست به اعتصاب غذا در زندان مي زند. شايد براي خيلي ها اين مسئله ديگر عادي شده باشد اما براي خانواده ها هربار انگار روز اول است که عزيزش دست از غذا خوردن مي کشد تا صدايش به گوش مسوولان برسد.
وي با بيان اينکه هرگز از مقاومت مجيد و دوستان او در زندان نا اميد نيست مي گويد: کاش بچه هايي که مي شنوند، پدران شان در زندان دست به اعتصاب غذا زده اند قوي باشند، من مي دانم آنها چه مي کشند، شايد ما مادرها توان مان بيشتر از آنها باشد، اين اتفاقي است که براي ما در کشور افتاده است و ما چاره اي جز مقاومت نداريم.
مادر مجيد توکلي ادامه مي دهد: اين اعتصاب غذا ها بلاهايي بر سر جسم و روح بچه هاي ما مي گذارد که تا هميشه با آنها مي ماند و خانواده ها هم بي نصيب از اين فشارها نيستند، همين الان در خانه همين شانزده نفري که اعتصاب غذا کرده اند، مي دانيد چه خبر است؟ مگر مي شود يک خانواده بداند که عزيزش در زندان براي اعتراض لب به غذا نمي زند و آنها بدون غصه بتوانند لب به غذا بزنند.
وي در پايان تاکيد مي کند: بچه هاي ما زنداني هستند و بايد حداقل حقوق زندانيان را در موردشان رعايت کنند، من نه ماه است که مجيد را نديده ام و تنها راه تماس من همان تماس تلفني بود که باز هم از من دريغ شده است، اگر مسوولين خواسته هاي اعتصاب کنندگان را برآورده نکنند، هم قلب خانواده ها نا آرام خواهد بود و هم کشور يک بار ديگر براي ندانم کاري هاي يک عده مامور دچار التهاب خواهد شد.
مادر مجيد دري : پسرم يک سال به مرخصي نيامد و حالا دو دقيقه سهم تلفن را هم از ما گرفتند
منور هاشمي، مادر مجيد دري دانشجويي که نزديک به يک سال است بدون حتي يک روز مرخصي در زندان به سر مي برد، نسبت به خبر اعتصاب غذاي فرزند خود نگران است و در اين رابطه به جرس مي گويد: مجيد شايد به لحاظ روحي قوي باشد اما به لحاظ جسمي خيلي ضعيف شده است، دچار ميگرن و سردردهاي شديد عصبي شده که در زندان نيز فقط به دادن چند قرص تقويتي بسنده کرده اند.
وي با بيان اينکه از روز دوشنبه تا کنون هيچ خبري از اوين ندارند، گفت:‌ روزي دو دقيقه سهم ما بود که صداي مجيد را بشنويم و حالا همان را هم نداريم، نزديک به يک سال که نتوانستم فرزندم را در خانه خودم ببينم.، وقتي تماس نگرفت فکر کرديم مي خواهد سهميه دو دقيقه اي خود را نگه دارد تا يکجا به ما زنگ بزند اما خبر اعتصاب غذا را که شنيديم همه خانواده نگران شديم و اصلا نمي دانيم چکار بايد بکنيم. مي رويم دادستاني شايد جوابي به ما بدهند.
مادر اين دانشجوي دربند در مورد وضعيت فرزندش در زندان مي گويد: يک زنداني حق و حقوقي دارد که متاسفانه هيچ کدام را در مورد بچه هاي ما رعايت نمي کنند. به کساني که در بند مالي و قاچاق هستند، پنج يا شش تا خط تلفن داده اند، اما در بند ۳۵۰ که متعلق به زندانيان سياسي است فقط يک خط تلفن وجود دارد که گاهي ممکن است حتي نوبت به بچه ها نرسد تا به خانواده هايشان زنگ بزنند.
وي همچنين اشاره کرد: اخيرا چند تا کتاب که با مجوز وزارت ارشاد خودشان چاپ شده است را براي مجيد فرستاده بوديم که نپذيرفتند، تعجب آور است که آنها حتي کتاب هاي خودشان را هم قبول ندارند، مگر فرزند من چه تفاوتي به عنوان يک زنداني با زندانيان بندهاي مالي و قاچاق دارد که آنها از حق مرخصي و حق تماس تلفني و بقيه حقوق خود بهره مند هستند اما ما حتي يک کتاب هم نمي توانيم برايش بفرستيم؟
وي با بيان اينکه برخورد برخي از ماموران زندان که خانواده هاي زندانيان سياسي را مي شناسند خيلي محترمانه است اما عده اي هم هستند که واقعا رفتارهاي توهين آميزي دارند. ما اين را مي گذاريم به حساب اينکه بد و خوب همه جا هستند ولي برخورد روز دوشنبه واقعا جاي نگراني دارد که به جاي شنيدن صحبت هاي معترضين آنها را به سلول انفرادي منتقل کردند.
پدر علي مليحي: ما هميشه از علي روحيه مي گيريم
جواد مليحي پدر علي مليحي روزنامه نگار دربند است که از خبر اعتصاب غذاي فرزند خود بي اطلاع است و به جرس مي گويد: از زماني که تلفن هاي اوين قطع شده است ما خبري از علي نداريم و نمي دانيم بر او چه مي گذرد.
وي روحيه علي مليحي را بسيار خوب توصيف مي کند و مي گويد، دادگاه حکم چهارسال زندان او را تاييد کرده است، اگرچه در روز دادگاه علي خودش بسيار متعجب بود از اين حکم ولي سعي مي کرد به ما دلداري بدهد.
آقاي مليحي از ديدار دوساعت و نيمه خود با علي مليحي درروز دادگاه به نيکي ياد مي کند و مي گويد، ملاقات هاي حضوري سهم مادر علي است اما در روز دادگاه شايسته نبود که مادر، علي را با آن وضعيت دستبند ببيند براي همين خودم رفتم و ساعت هاي خوبي را با پسرم حرف زدم.
وي ضمن ابراز نگراني نسبت به قطعي تلفن هاي اوين مي گويد اگر خبر اعتصاب غذا درست باشد، با توجه به شناختي که از علي آقا دارم، مي توانم بگويم بي دليل کاري را انجام نمي دهد.
همسر حسين نوراني نژاد: اگر جواب ندهند، خانواده هاي زندانيان در برابر دادستاني تجمع مي کنند
پرستو سرمدي، همسر حسين نوراني نژاد، عضو در بند جبهه مشارکت که او نيز نزديک به يک سال است که به مرخصي در زندان به سر مي برد، به جرس مي گويد: از زماني که تافن هاي اوين قطع شده است ما اصلا خبر نداريم که در زندان چه مي گذرد و همين ما را بيشتر نگران کرده است.
اين روزنامه نگار جوان در عين حال توضيح مي دهد: همسر من دارد دوران محکوميت خود را سپري مي کند و طبيعي است که بايد مثل همه زندانيان از حق و حقوق خود بهره مند باشد اما با توجه به رفتارهاي غيرقانوني که با زندانيان مي شود ما از خير مرخصي و آزادي مشروط گذشتيم و داشتيم آرام آرام با مسئله کنار مي آمديم اما ظاهرا خود آقايان نمي خواهند کشور آرام باشد. خودشان هستند که به التهاب دامن مي زنند وگرنه ما که کاري به کار آنها نداشتيم نه مرخصي خواستيم و نه آزادي مشروط اما هيمن ملاقات را هم به گونه اي با مانع تراشي مواجه کردند تا صداي اعتراض زندانيان را بلند کنند و جو را يک بار ديگر ملتهب کنند.
پرستو سرمدي ادامه مي دهد؛ ما شاهد بوديم که در ايام عيد قاچاقچيان به مرخصي آمدند اما همسر من نيامد، باز هم اعتراضي نکرديم اما اگر اين رفتارهاي همچنان ادامه پيدا کند همه خانواده هاقرار گذاشته اند روز شنبه در مقابل دادستاني تجمع کنند.
وي گفت: ما خبر مربوط به اعتصاب غذاي زندانيان را از سايت هاي خبري خوانيدم يعني اين حق را نداريم که بگوييم حداقل تلفن ها را وصل کنيد تا ببينيم در اوين چه خبر است؟
همسر تاجرينا: به همسرم به عنوان يک دندانپزشک اجازه ندادند تا حداقل به سلامت دندان زندانيان کمک کند
زهرا ميريونسي همسر علي تاجرنيا، يکي از نمايندگان اصلاح طلب مجلس ششم که اينک در بند ۳۰۵ اوين به سر مي برد به جرس مي گويد: از روز دوشنبه تاکنون بچه هاي من مدام گوش به زنگ هستند تا پدرشان زنگ بزند اما اصلا نمي دانيم چه اتفاقي افتاده است که تلفن ها را قطع کرده اند.
وي نسبت به وضعيت بهداشتي زندانيان هم ابراز نگراني مي کند و اشاره مي کند: همسر من به دليل اينکه خودش يک دندانپزشک است، وقتي وضعيت دندان هاي زندانيان را ديده است که در اثر تغذيه ناسلام خراب شده اند، به زندان پيشنهاد داده است تا حداقل بتواند از تخصص خود در زندان استفاده کرده و به زندانيان کمک کند اما هيچگاه با اين پيشنهاد موافقت نکرده اند.
وي افزود، به دليل برخي تعميرات در زندان، آلودگي هوا، ازدحام بيش از حد جمعيت و گرماي بيش از اندازه، زندانيان از وضعيت مناسب بهداشت و سلامت برخوردار نيستند و اين امر بارها گلايه همسرم را به همراه داشت.
وي در پايان تاکيد کرد اميدواريم ديدار خانواده هاي زندانيان با دادستان نتيجه بخش باشد تا بدون هيچ دردسري زندانيان به مطالبات به حق خود دست پيدا کنند.
مسيح علي نژاد

برگشت

ديدگاه شما


 
نظر بدهيد   
  • ديدگاه شما پس از تائيد نمايش داده مي شود.
  • پست الكترونيك و وب سايت نمايش داده نمي شود و وارد كردن آن اختياري است.
  • لطفا از بكارگيري كلمات نامناسب خودداري كنيد.
نام * :
پست الكترونيك ( پنهان ) :    
وب سايت ( پنهان ) :   .http://www
نظر * :
   
 
فيلم و تئاتر
باند، جیمز باند! شون كانرى، مامور ۰۰۷...
بيوگرافي - چهره ها
هشتادمین سالروز تولد یک نام‌آشنا جهان‌پهلوان تختی...
علمي و تكنولوژي
كره ماه تنها قمر سیاره زمین صد متر منقبض شده است...
موسيقي
ترانه «مرا ببوس» شصت ساله شد....
بهداشت و پزشكي
گرايش به شيريني نشانه كم خوني است؟!...
 ايران | جهان | دانشجويي | حوادث اخبار :
 گزارش | مصاحبه | بيانيه - اطلاعيه | مقاله گزارش :
 علمي و تكنولوژي | بهداشت و پزشكي علمي :
 فرهنگ و ادب | فيلم و تئاتر | موسيقي | بيوگرافي "چهره ها" | بيوگرافي "هنرمندان" فرهنگ و هنر :
 فيلم | صوت صوت و تصوير :  
 ديدني هاي تصويري | سرگرمي | گزارشات تصويري  سرگرمي :
 درباره ما | ارسال خبر | ارتباط با ما | Rss خدمات :  
 INA © 2008-1387 . All rights reserved